كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
86
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
تِلْكَ الرُّسُلُ اين پيغمبران و فرستادگان كه درين سوره مذكور شدند فَضَّلْنا افزونى داديم بَعْضَهُمْ برخى ايشان را بخصائص و فضائل عَلى بَعْضٍ بر بعضى ديگر مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ ازين پيغمبران كسى بود كه خدا با وى سخن گفت بىواسطه چون آدم عليه السلام كه گفت اسكن انت و زوجك الجنة و چون موسى عليه السلام كه گفت انى انا ربك و چون پيغمبر ما كه فرمود فاوحى الى عبده ما اوحى وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ و برداشت برخى را از ايشان به پايهاى بلند و تفاوت انبياء ازين جهت است كه بعضى از ايشان مبعوث به فرقه از آدميان بودند و بعضى باكثر ايشان يا به تمام زمره ايشان يا بمجموع جن و انس چون پيغمبر ما عليه السلام و ديگر آنكه گروهى را در خواب پيغمبرى دادند و جمعى را در بيدارى و نزد بعضى از مفسران مراد از رفع بعضهم ادريس عليهالسلامست كه حق تعالى او را رتبه عاليه كرامت فرمود كما قال و رفعناه مكانا عليا صاحب كشاف آورده كه ظاهر آنست كه آن بعض پيغمبر ص ماست كه مفضل است بر انبيا بفضائل بيكران و خصائص بىپايان همچنان كه از مطاوى آيات و احاديث مفهوم و معلوم مىگردد مثنوى همه انبياء در پناه تواند * مقيم در بارگاه تواند تو مهر منيرى همه اختراند * تو سلطان ملكى همه چاكراند وجوه افضليت آن حضرت ص نقلا و عقلا به بيان مبسوط در جواهر التفسير رقم تحرير يافته وَ آتَيْنا و داديم ما عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ عيسى پسر مريم را معجزهاى روشن و هويدا چون ابراى اكمه و ابرص و احياى موتى وَ أَيَّدْناهُ و قوّت داديم او را بِرُوحِ الْقُدُسِ بجان پاك كه جبرئيل عليه السلام در مادر وى دميد يا نيرومند گردانيديم او را به موافقت جبرئيل عليه السلام وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ و اگر خواستى خدا مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ اختلاف نكردندى آنان كه مِنْ بَعْدِهِمْ از پس انبياء بودند مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ از پس آنكه آمد بديشان نشانهاى روشن بر نبوت پيغمبر ايشان وَ لكِنِ اخْتَلَفُوا و ليكن اختلاف كردند فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ پس ازين امتان كسى بود كه بگرويد يعنى بر ايمان خود ثبات ورزيده ملازم دين پيغمبر خود شده وَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ و از ايشان كسى بود كه كافر شد و از دين پيغمبر اعراض نموده طريق حق را فروگذاشت تعريض يهود و نصارى است كه بعد از موسى و عيسى عليهما السلام از راه راست منحرف شدند وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ و اگر خواستى خداى مَا اقْتَتَلُوا اختلاف نكردندى مخالفت را كه به لفظ اقتتال ايراد كرده ذكر مسببست و اراده سبب چه وقوع قتال بسبب خلاف است و تكرار از براى تاكيد وَ لكِنَّ اللَّهَ و ليكن خدا يَفْعَلُ ما يُرِيدُ مىكند آنچه مىخواهد يعنى از خذلان و ضلالت و عصمت و هدايت يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد أَنْفِقُوا نفقه دهيد مِمَّا رَزَقْناكُمْ از ان چيزى كه بشما عطا كرديم يعنى زكات مال بيرون كنيد مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ پيش از آنكه بيايد بشما يَوْمٌ روز كه از هول و هيبت آن لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ خريد و فروخت نباشد در ان تا كسى خود را از عذاب باز خرد و نه دوستى بود تا كسى را حمايت كند وَ لا شَفاعَةٌ و نه درخواستى بوقت حلول عذاب وَ الْكافِرُونَ و ناگرويدگان هُمُ الظَّالِمُونَ ايشانند ستمكاران كه منع كنند حق را از مستحق يا ظالماند در وضع عبادت در غير موضعش .